| ویژه‌نامه | شعر | داستان | نقد کتاب | نقد و مقاله | معرفی و مصاحبه‌ | ترجمه | شکل دگرخوانی | زیرآبی | ادبیات نمایشی | موسیقی | اخبار سایت |

  بررسی تحول شعری تروئیکای شعرفارسی(فروغ – شاملو- اخوان) درنیمه نخست دهه چهل  

علی احسانی

بررسی تحول شعری تروئیکای شعرفارسی(فروغ – شاملو- اخوان) درنیمه نخست دهه چهل
علی احسانی


رضا براهنی در کتاب رویای بیدار به عبارتی اشاره می کند که بی تردید چرایی ماندگارشدن شاعران ونویسندگان بزرگ ایران است .او می گوید:
« بزرگترین شاخصه آدمهایی مثل هدایت ، نیما، فروغ ،آل احمد ، شاملو این بود که (اینان) بلافاصله بعد ازآنکه ازنظر ادبی دست چپ وراستشان را تشخیص دادند از درون فرهنگ یک ملت ،پاسخگوی نیازفرهنگی همه ملتها شدند این چند تن عقده حقارت جهان سومی بودن راندارند.»

□□□
سالهای آغازین دهه چهل را می باید پرفروغترین دهه درتاریخ ادبیات ایران قلمداد کردهمزمانی ظهورغولهای ادبیات ایران درنخستین سالهای این دهه روایتی نوستالژیک ازدورانی پرشکوه برای ادبیات ایرانی است.
شاملو،فروغ،اخوان سه شاعری بودند که با کمی تسامح می توان سال 1330 را آغاز جریان شعری آنان قلمداد نمود.شاعرانی که هریک جریانی رادرادبیات ایران رقم زدند. فرزندان خلف نیما؛
فرزندانی که هریک با انگشت نهادن بریکی ازظرفیتهای به بلوغ نرسیده شعرنیما توانستند دربه تکامل رسیدن آن نقش ایفا کنند. تکاملی که به تعبیر فروغ برآمده از3 ضرورت اساسی بود:
« ضرورت یافتن نگرش ویژه، صناعت ویژه وازپی آن ساختار ویژه »
اینها همان عواملی بودند که پیش از آن ، نیما را در ساختارشکنی ادبیات گذشته و ایجاد سبکی نو مجاب کرده بود.


فارغ از مجموعه "آهنگهای فراموش شده " شاملو ، که البته خود وی آنرا نوشته هایی که باید سوزانده شوند قلمداد می نمود و درسال 1326چاپ شده بود، باقی آثاراین 3 شاعردر
نیمه نخست دهه چهل منتشرگردیده بود:
احمدشاملو: قطعنامه (1330)، آهن ها واحساس ها(1332)، هوای تازه(1336)
مهدی اخوان ثالث: ارغنون(1330)، زمستان(1335)
فروغ فرخزاد: اسیر(1331)، دیوار(1335)، عصیان(1336)

نگاهی کنکاش گرایانه به اشعار مجموعه های نامبرده بیش ازهرچیز حکایت ازنوعی تحول درنگاه وچرخش زبانی شاعران درطی این نیم دهه داشته است بگونه ای که اگرچه گامهای نخستین آنها بانوعی"من گویی"های عاشقانه امکان مکاشفه های عمیق را سلب می نمود اما دراندک گامهای بعدی ، متاثر از شرایط جامعه ، بامحور قراردادن "دغدغه های اجتماعی" حتی عاشقانه ترین اشعار را بدل به "تلنگرهای عمیق سیاسی-اجتماعی"می نماید. درادامه با نمونه آوردن ازاشعاراین مجموعه ها این روند را بررسی می کنیم:


1 - مجموعه های انتشاریافته درسالهای 1330-1331 ؛ نخستین تجربه ها:

سه مجموعه "قطعنامه، ارغنون، اسیر"مجموعه هایی بود که می باید آنها را به عنوان نخستین تجربه قلمداد نمود. مجموعه هایی که دست و پا زدن میان میراث گذشته و تصمیم آینده درآن مشهود است . کتابهایی که با "ته مایه رمانتیک" و"من محور".
"منیتی"که برحوزه شخصی شاعر استوار است و هرگز قادر نیست به پیوند با "من اجتماعی" برسد.
جائیکه فروغ به تعبیر محمود نیکبخت ، درکتاب از"گمشدگی تارهایی"،باحدیث هواوهوسهای شبانه آغازمی کند:
مغروق این جوانی معصومم
مغروق لحظه های فراموشی
مغرق این سلام نوازشبار
دربوسه ونگاه وهماغوشی

و با عصیانهای سطحی از زندگی ،آنهم درنوع محدود ازجنس خانه وهمسرو... به درک گناه می‌رسد:

ناگهان خامشی خانه شکست
دیوشب بانگ برآورد که آه
بس کن ای زن که نترسم ازتو
دامنت رنگ گناه است ، گناه

نقطه ای که شاملو، به تعبیر دکترپورنامداریان درکتاب "سفردرمه" از پوچی زندگی و بی وفایی معشوقه ودنیا و دردها ورنجهایی که می کشد می آغازد و اسیر تشبیه های کلیشه ای چنان می‌گوید:

ای شب تیره روزگارمنی
با دوچشم سیاه یارمنی؟
ازبلندی چوگیسوان سیاه
وزسیاهی دل نگارمنی
یا
می خورم خونی وباری می برم
تا کنم کاری که نامش زندگی است
می کشم ازخشم گاهی نعره ای
کای خدا زین ظلم منظورتوچیست؟

وسرانجام طبع آزمایی ها وتجربه اندوزیهای اخوان جوان که به حکایت ضیاالدین ترابی درکتاب"امیدی دیگر"ترکیباتی نظیر"گل روی" و"خط وخال" و"دلی ازسنگ" وسایرتشبیه های تکراری درشعرش موج می زند:

برده دل از کف من آن خط وخالی که تراست
بارک الله بدین طرفه جمالی که تراست
دلی از سنگ مگرباشد ودرمن نبود
که فریبش ندهد غنج ودلالی که تراست
دیدم آن روی فریبنده وآن ابروی طاق
متحیرشدم ازآن بدروهلالی که تراست

"فوران احساسات درقالب تصاویر کلیشه ای" عمده جریانی بود که می توان دریک نگاه ازاین سه مجموعه برداشت نمود .اما "مانایی" آنان درگرو چیزی دیگربود:
چرخش دربزنگاه تاریخی؛ چرخشی که به "تشخص زبانی" می رسد و دورانی که "احساس شاعرانه " را به "تجربه ای شاعرانه" بدل می کند.


2. مجموعه های منتشرشده درفاصله سالهای 1332-1336:

تاثیر کودتای 32 برذهن و زبان شاعران ونویسندگان آن دوره امری است که به تفضیل ازآن سخن گفته شده است. "سرخوردگی32" در پس دوران کوتاه خوشایند پس ازروی کارآمدن دکترمصدق در 1329.
"حیات" و "ممات" هویت ، برای نسلی که "شروع نشده ، تمام شد."
واین همان تاثیری بود که فضای شعری 3 غول ادبیات معاصررا وارد فازی نوین کرد. تقاطع "تجربه شعری" و "تجربه اجتماعی" وتولد "جاودانگی"؛
جاودانگی ای که "اجتماع را درخدمت شعر" به کار می‌گرفت و نه شعررا درخدمت اجتماع ، که اولی "شعر" است و دومی "شاعرانه حرف زدنی" سیاستمدارانه!!

1-2 فروغ فرخزاد:
گرچه آنچه ازفروغ به عنوان شاهکارباقی مانده است حاصل تحول درسالهای آتی تراست (برخلاف شاملو واخوان) اما برابرگرفتن تصاویرمجموعه اسیر و دومجموعه بعدی "دیوار" و "عصیان" (منتشرشده درسالهای 35و36) بی رحمانه به نظر می رسد.
چرا که اگرچه هنوز"من شخصی" شاعر دردو مجموعه عصیان و دیوار پررنگ می باشد اما با اینهمه رگه هایی از "نا امیدی وشکست " متاثر ازدغدغه های اجتماعی را می توان درآنها ردیابی کرد:
من گلی بودم
دررگ هربرگ لرزانم خزیده عطربس افسون

درشبی تاریک روئیدم
تشنه لب برساحل کارون
***
لیکن ای افسوس
من ندیدم عاقبت درآسمان شهررویاها
نورخورشیدی
زیرپایم بوته های خشک باانوه مینالند
"چهره خورشید شهرما دریغا سخت تاریک است.
خوب میدانم که دیگرنیست امیدی
نیست امیدی!"

واینگونه است که فروغ با پشت سرگذاشتن حجابهای غریزه وعادت به واقعیت رسیده و قلمرو پر تضاد و تنوع واقعیت او را به شک و پرسشی می رساند که اصلی ترین دریچه برای شناخت و مکاشفه است.
فروغ درمجموعه عصیان یک گام نیزفراترمی رود و با کنده شدن ازاجتماع (اگرچه هنوزنتوانسته بود پایه های مستحکم برای آن درشعرش دست و پا کند) ناکامی هایش را درگامی فراتر- فلسفی- به جستجو می نشیند وشکستهایش را در"عصیان " به هرچه هست پی می گیرد."عصیانی" که بی گمان"تولدی دیگر" مدیون آن است.

2 –احمد شاملو:
شاعری که درنوع تصاویر و متن شعری می توان او را سیاسی- اجتماعی تراز فروغ دانست. شاید به تناسب همین موضوع انعکاس حوادث اجتماعی درشعرش غلیظترمی نماید.
جائی که اومی گوید "هیچ وقت تصور نمی توانم بکنم که شعراثر مستقیم زندگی نباشد یا چیزی باشد جدا ازضربه های زندگی. من فکرمی کنم این اصلا صدای آن ضربه هاست .درین هیچ شکی نیست. منتها نمی توانم چنین کوششی بکنم که این ضربه ها به نحوی به صورت شعری در بیاید و نوشته شود، خودبخود این کار می شود"(اندیشه وهنرشماره 2)
ومجموعه های بعدی وی بیش ازهرچیز گواه بر ایمان به این حقیقت است.
درمجموعه "هوای تازه" که نزدیک ترین کتاب به سالهای "شکست" می باشد این امر بروز عریانی دارد .
جائی که می گوید:
درتمام شب چراغی نیست
درتمام دشت
نیست یک فریاد!
ای خدواندان ظلمت شاد
ازبهشت گندتان ما را
جاودانه بی نصیبی باد!!

باد، تا فانوس شیطان را بيآویزم
در رواق هرشکنجه گاه این فردوس ظلم آئین!

باد تا شب های افسون مایه تان را من
به فروغ صدهزاران آفتاب جاودانی ترکنم نفرین!

ویا درنمائی عریانترازسال 32 درشعرهای بخش "هوای تازه" چنین می سراید:
سال بد
سال باد
سال اشک
سال شک
سال روزهای دراز واستقامت های کم
سالی که غرورگدائی کرد.
تحلیل تک تک شعرهای این مجموعه بیان کننده وضعیت حاکم برجامعه روشنفکری آن زمان است.

3 مهدی اخوان ثالث:
ضیاءالدین ترابی درکتاب "امیدی دیگر" میگوید:
«نمی توان درباره شعراخوان حرفی زد، بی آنکه درباره جهان و جهان بینی او چیزی نگفت، جهان بینی سخت رمانتیک و آرمانگرایانه»
اگرچه او درادامه این امر را نشات گرفته ازعشق وعلاقه وافر"اخوان" به گذشته ایران و فرهنگ ایرانی می داند اما بی گمان نکته ای که ناگفته مانده این است که این نگاه آرمانگرایانه اخوان هرگز او را به سمت نادیده انگاشتن واقعیتهای جامعه سوق نمی دهد و از او یک "صوفی " نمی سازد. بلکه او واقع بینانه تر ازهرفرد دیگری شکستها را به بازخوانی می نشیند، شکستهایی که علاقه وافر او به ایران، تحمل را برای او به مراتب سخت تر می نماید:
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
هوا دلگیر، درها بسته ، سرها در گریبان، دستها پنهان
نفسها ابر، دلها خسته و غمگین
درختان اسکلتهای بلورآجین
زمین دلمرده ، سقف آسمان کوتاه
زمستان است.

شاهکاری که بی اغراق می توان آنرا "ماناترین" شعر اخوان دانست.
زمستان روایت دردهای جامعه ایرانی است و"سرخوردگی" در مجموعه زمستان موج می زند. جائیکه اخوان بی مخاطب تر ازهمیشه کرک (بلدرچین) را مخاطب می گیرد و ناامیدانه چنین می سراید:
«....بده.....بدبد...ره هرپیک و پیغام و خبربسته است
نه تنها بال و پر، بال نظر بسته است
قفس تنگ است و دربسته است...»

***********************
واینگونه است که برگی جدید درشعرفارسی ورق می خورد وغولهای شعر فارسی یکی پس از دیگری در سالهای دهه چهل متولد می شوند.
فروغ، اخوان، شاملو دریافته بودند که "شعری که عاصی نباشد به مفت نمی ارزد"*
و گوهرشعردر"فریاد " بودگی است نه درلالایی!!




* تعبیری ازشاملو


   ۱ دی ۱۳۸۵ ۰:۰۰ بֽظֽ
نظرات ۰

نظر شما پس از بررسی منتشر می‌شود.

نظر باید در مورد مطلب حاضر باشد
از كلمات ركیك و توهین‌آمیز استفاده نشود
نظر نباید جنبه تبلیغاتی داشته باشد

اگر نظر شما حذف گردید و یا منتشر نشد، حتما یكی از موارد بالا را رعایت نكرده‌اید

این قوانین از تایخ 86/2/22 قابل اجراست.

| ویژه‌نامه | شعر | داستان | نقد كتاب | نقد و مقاله | معرفی و مصاحبه‌ | ترجمه | شکل دگرخوانی | زیرآبی | ادبیات نمایشی | موسیقی | اخبار سایت |
| صفحه نخست | تماس با ما | درباره ما | كتابخانه | پیوندها | کتابخانه الکترونیک | جلسات نقد | خبر | یادداشت |
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است .
Copyright © 2006 Arooz.com
آمار سایت